تبليغاتX
خلوتگاه من

اینروزها رو با بغض و خشم و امید سپری میکنم.فکر میکنم خیلی فکر میکنم ،به هم دانشکده ایهام و هم داشگاهیام که نمیدونم الان کجا هستند؟اونروز من توی خونه توی اتاقم مثلا داشتم درس میخوندم اما لحظه به لحظه با تل خبر تحصن بچه ها رو بهم میدادن.اونا از صبح هیچی نخوردن،زیر آفتاب ساعتهاست ایستادن و شعار میدن،در دانشگاه رو بستن،گارد ویژه و بسیجی ها پشت در دانشگاهن،با امضای ریئس دانشگاه ریختن تو و همشونو دارن میزنن،تیر هوایی...صدای جیغ و گریه ی پدر مادرایی که بچه هاشون تو دانشگاه مونده بودن و اصلا تو تحصن شرکت نکرده بودن.....اون گروهی که دور سرو صورتشون رو با چفیه پوشونده بودن زدن شیشه اتوبوس هایی که بچه ها توش بودنو شکستن.....

معلوم نیست تو این مدت چطور درس خوندم ورفتم امتحانامو دادم.خیلی از بچه ها امتحاناتشون رو تحریم کردن ......دوتا از اساتیدمون به دادگاه احضار شدن....همه تو یه بهت عجیبی هستند ،فضای دانشکده مون خیلی سنگینه...

دیروز هم تو لابی دانشکده بحثمون بالا گرفت طبق معمول هم این آقای غلام نیا داشت رو مخمون پیاده روی میکرد آخه خودش به موسوی رای داده اونوقت هی از اصلاح طلبا بد میگه!غفوری هم برگشت بهش گفت :برو از کسی جانبداری کن که خودش جنایتی مرتکب نشده باشه هر چند ما هیچ کدوم نمیگیم اصلاح طلبا معصوم اند!مرضیه هم میگفت:خواهرم دانشگاه تبریزه قبل مناظره همه با موسوی بودن اما بعدش همه تغییر عقیده دادند!سحر خیلی باهاش بحث کرد،اما حیف که مبارزه کردن با فکر عوامانه خیلی سخته!تو مناظره اونشب جز یه مشت حرف بی اساس هیچی رد و بدل نشد!مثلا آقای موسوی از طرف مقابل محکوم شد یه اینکه تو زمان ایشون رابطه ی ما با عربستان قطع شد!حافظه ی تاریخی خیلی هم چیز بدی نیست!آقایون یادشون رفته بود که امام خمینی گفتند :جنایتی که آل سعود در قبال حجاج ما روا داشته با آب زمزم و کوثر پاک نخواهد شد.

بگذریم دیگه واسه زدن این حرفا خیلی دیر شده.این پیروزی نوش جون همه اون کشورهایی که با پول ما دارن صاحب خونه و ...میشن واونوقت وقتی بهشون احتیاج داریم قادر نیستند حتی یک رای تو مجامع بین المللی به نفعمون بدن!حالا ما باید به کجا شکایت کنیم و بگیم :نیروهای امنبتی حق ورود به داشگاه رو ندارن به کجا؟!

باید به کی بگیم نمیخوایم صدا سیما اینطوری مارو بلانسبت بی شعور فرض کنه؟باید به کی بگیم این توهم توطئه دیگه داره حالمونو بهم میزنه؟به کی بگیم اگه شما مدعی دموکراسی هستین باید به مخالفانتون هم حق حضور تو رسانه ی ملی رو بدین؟!باید به کی بگیم اون دختر بیچاره که فیلم جون دادنش به عنوان سند افتخار ایران و اسلام!همه جا پخش شده واسه خودش کلی آرزو داشت؟!اون گناهش چی بود......

پ.ن1.کسی می آید کسی که آمدنش را نمیشود گرفت و دستبند زد و به زندان انداخت....

پ.ن2.هیچ معادله ی منطقی نمیتونه خشم و احساس منو به سخره بگیره

پ.ن3.چیزهایی هست که نمیشود گفت!

پ.ن4.خدا به همراهتون.

با این گروه زاهد ظاهر ساز دانم که مجادله نه آسان است

شهر من و تو طفلک شیرینم دیریست که آشیانه ی شیطان است

بعدا نوشت:کامپیوترم مشکل داره واسه همین نیستم .سعی میکنم زود بیام.دلم براتون تنگ شده.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 12:10 بعد از ظهر  توسط ابر بهار  |