تبليغاتX
خلوتگاه من

به نابودی کشوندیم تا بدونم

همه بود و نبود من تو بودی

بدونم هرچی باشم بی تو هیچم

بدونم فرصت بودن تو بودی

همه دنیا بخواد و تو بگی نه

نخواد و تو بگی آره تمومه

همینکه اول و آخر تو هستی

به محتاج تو محتاجیم حرومه

پریشون چه چیزا که نبودم

دیگه میخوام پریشون تو باشم

تویی که زندگی مو آبرومی

باید هر لحظه مدیون تو باشم

فقط تو میتونی کاری کنی که

 دلم از این همه حسرت جدا شه

به تنهایی ت قسم تنهای تنهام اگه

دستم تو دست تو نباشه...!

پ ن۱.مهرنوش خانومی عزیزم!وبت برای من بهم ریخته باز میشه نمیدونم علتش چیه؟!خیلی از این بابت ناراحتم!دلم برات تنگ شده دختر مهربون...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 11:56 قبل از ظهر  توسط ابر بهار