تبليغاتX
خلوتگاه من

نمایش تموم شد!

دیشب شب سختی بود!حدودای ساعت یک ونیم صدیق بهم زنگ زد و گفت تو محمود آباد طرفدارای ....ریختن بیرون دارن شادی میکنن!میگن 70درصد مازندرانی ها به اون رای دادن!دیگه نمیخواستم هیچی بشنوم همینطور دراز کشیده بودم و فکر میکردم به اینکه هنوز هم امیدی هست.ساعت 2 علی اومد صدام کرد رفتم تو اتاقش پای تی وی با دیدن تعداد آرا شوکه شدم قلبم ریخت...........این وضع تا خود صبح ادامه داشت.....به سحر زنگ زدم اونقدر عصبی بود که معلوم نبود چی میگه!

الان سرم درد میکنه ،تازه یه ساعت میشه که از خونه خواهری اومدم شبکه بی بی سی چیزایی رو نشون میداد که خیلی جالب بودن حرفایی که خبر از یه واقعه ی بزرگ میداد!!میر حسین موسوی اعلام کرد هر نتیجه ای غیر از پیروزی ایشون حاکی از تقلب و تخلفه!وای خدایا همه ی سایتها ی رسمی خبر از پیروزی موسوی داده بودند حتی خ.ود اصولگرا ها هم .....................دیشب برای اولین بار حس کردم دیگه اینجا جای قشنگی واسه موندن و فعالیتهای سالم نیست دیگه اینجا جایی برای دم زدن از دموکراسی نیست

پای تل به شهروزه گفتم :دوست دارم دیگه اینجا نباشم!خودمم باورم نمیشه این حرفو زده باشم.برای اولین بار برای کشورم گریه کردم برای سرنوشتی که در انتظاره گریه کردم ....خوشحالم که دیروز به یکی از شریف ترین انسانهای تاریخ ایران رای دادم.و فکر کنم بهتر باشه دیگه تو انتخابات شرکت نکنم چون دستهای نامرئی دستشون از دست من که اسم کاندید مورد نظرم رو نوشتم خیلی قوی تره!بهتره خودمو گول نزنم و اعتراف کنم که حضور من و خیلی های دیگه وسیله ای بود برای تبلیغ برای خودنمایی و قدرت نمایی!

به شخصه از رهبر انتظار بیشتری داشتم .شبکه ی خبر دائم داره با زیر نویس میگه:شبکه بی بی سی از صبح تا کنون خبرهای دروغ پخش میکند!آقای موسوی هم بیانیه داده!

دائم به خودم میگم تو این سه سال باقیمونده چطور فضای خفقان آور دانشگاه رو تحمل کنم؟چطوری شاخه شونه کشیدن های بچه های به اصطلاح بسیجی رو تحمل کنم؟!

خنده دارترین خبر ممکن:رای باطله=0

سیستم اس ام اس رو مختل کردن!!که چی؟

فردا امتحان روش تحقیق در علوم سیاسی دارم به نحو احسنت گند میزنم میدونم!

خدایا کمکم کن تا بپذیرم هر آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم.

با شه ایران ز آزادی سخن گفتن خطاست

کار ایران با خداست

مذهب شاهنشه ایران ز مذهب ها جداست

کار ایران با خداست

شحنه ی مست و میر مست و دزد مست

مملکت رفته زدست

زین خرابی کشتی ملت به گرداب بلاست

کار ایران با خداست

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 1:26 بعد از ظهر  توسط ابر بهار  | 


میخوام فقط بنویسم!

اگه بر فرض محال تو این 4سال هیچ کار نادرستی انجام نداه باشه و نشه هیچ عیبی هم به برنامه هاش گرفت حرفی که مبنی بر پاک بودن دولتش زد بزرگترین عیبه! از تواضعی که ازش دم می زد رسید به تکبر!

طرفدارانش که باید شباهت بی نظیری هم بخودش داشته باشن ایشون رو با امام علی مقایسه میکنن که خجالت آور ترین کار ممکنه اما اونا نمیدونن که اگه امام علی بود هیچ وقت تو شرایطی که چشم خیلی ها دنبال اینه که ببینند تو ایران چقدر اوضاع بهم ریخته س تا سوءاستفاده کنن هیچ وقت نمی اومد حرفهایی نمی زد که باعث تضعیف نظام بشه چون برخلاف ایشون اون کار رو شجاعت نمی دونست!من هم از وقتی سیزده چهارده سالم بودچیزهایی از آقای هاشمی و پسراش میدونستم میدونم که همه میدونستن پس نباید فکر کرد که ایشون اون حرفارو برای آگاهی مردم زد!نمیدونم چرا آقایون تازه به فکر افتادن که طرح های نیمه تمومی رو که مثلا تموم کردنو افتتاح کنن

از راه آهن شیراز چیزی نمیگم چون روزنامه ها(به غیر از کیهان)نوشتن که با چه شرایطی افتتاح شده که البته مهم هم نیست مگه چی میشه اونهمه آدم فدای تبلیغات بشن!بیمارستان آیتالله روحانی که تو شهر خودمه چی؟؟؟

نمیدونم از جانب کدوم ملت حرف میزنن نمیدونم؟ چرا ایشون میگن ملت میدونه\ملت هم موافقه؟ آقای محترم اگه مردم برات ارزشمندند چرا بی اجازشون چند میلیارد تومن از شهرداری تهران رو فرستادی بره لبنان در حالیکه کسانی

مثل دکتر ابتکار با اینکار مخالف بودند و مخالف بودند که بی اجازه ی مردم اینکار صورت بگیره!(می تونید برید به وبلاگ دکتر ابتکار و آرشیوشو جستجو کنید تا این نکته رو ببینید و بخونید)

تو مناظره اکثر سوالای آقای کروبی بی جواب موند.....سیاستمداری این نیست که همه رو زیر سوال ببری تا خودت خوب جلوه کنی سیاستمداری این نیست که تهمت بزنید و به آقای موسوی بگید نیاز به بازیگر نبود تا به مردم بفهمونی

چقدر مشکل اعتیاد گسترده س!اون خانوم همشهری منه!اون بازیگر نیست یادمم نمیاد هیچ وقت اونو تو شبکه مازندران دیده باشم!سیاستمدرای این نیست که مسئله ی ستاره دار بودن دانشجو ها رو از دوره خودتون جدا بدونی!سیاستمداری این نبود و نیست که فرهنگ رو دولتی کنید.....!

حالا میفهمم هیتلر شدن خیلی هم غیر قابل تصور نیست!!!خیلی برام عجیبه که ایشون تمام بنیادهای علمی سیاست رو نادیده میگیره و میخواد در صورت انتخاب شدن تعداد وزارتخونه هارو هم کم کنه!شاید واقعا به قول خانوم *فاطمه رجبی*(همسر آقای الهام)ایشون معجزه ی قرن هستن!

پ.ن1.روزی از دیدگاه این آقایون توهین به هاشمی توهین به پیغمبر بود!

پ.ن2.حرف واسه گفتن زیاد دارم اما درسام خیلی زیاده وقت زیادی هم برای خوندنشون ندارم

پ.ن3.عوام فریبی اصلا کار قشنگی نیست!!

پ.ن4.بیخود نبود که کسانی مثل افروغ از کنارت رفتند

پ.ن۵.خدا به همراهتون

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 11:15 قبل از ظهر  توسط ابر بهار  | 


*این هفته آخرین هفته ایه که کلاسا تشکیل میشه.البته نه همه ش بعضی ها!خب تو هفته های پیش اتفاقای کوچیک و بزرگ زیادی افتاد.دوتا از اون اتفاقا یادمه که میخوام بنویسمشون:

*دوشنبه تو کلاس دکتر محمدی(اندیشه های سیاسی در اسلام و ایران)یک عدد بحث بین چند نفر از ما با استاد پیش اومد،راجع به(( فرهنگ و تمدن ایرانی ها))من واقعا نمیخواستم اونقدر عصبی باشم ولی غلام نیا بدجوری عصیانیم کرد!

اولش برگشت به استاد سر یه موضوعی گفت:فردوسی اصلا مسلمون نبود!بعدش هی پشت سر هم و با تاکید میگفت ما نه فرهنگی داریم و نه تمدن پرباری که بخواهیم بهش افتخار کنیم.آقای فتحی هم باهاش همکاری میکرد رسما رو مخ من پیاده روی میکردن!!منم شروع کردم به سخنرانی هی ولوم صدام هم بالاتر میرفت اما غلام نیا همونطور با خونسردی به حرفاش ادامه می داد البته استاد هم کم نمی آورد....آقا یوسف و آقای غفوری هم در تایید حرفای من با اون دوتا بحث میکردن.ما 4تا همش داشتیم تناقضی که تو حرفای اونا بود رو به شکل های مختلف به رخشون میکشوندیم ولی اونا هی سر حرف خودشون که خیلی هم بی منطق بود پافشاری میکردن.در واقع میگفتن:چون فرهنگ جامعه ی امروز ما تا این حد داغونه ما هیچ تمدن و فرهنگی نداشتیم!!!!آخرش برگشتم به فتحی گفتم:پس قبول دارین که تمدن داریم ؟گفت:بله داریم ولی وقتی استفاده ش نمیکنیم چه فایده؟منم گفتم:این چه ربطی داره به اینکه بگیم اصلا تمدن نداشتیم!به غلام نیا هم گفتم :اگه معتقدی که الان جامعه مون خیلی از نظر فرهنگی داغونه که هست باید بهت بگم هر کسی باید با فرهنگ بودنو از خودش شروع کنه...

خلاصه اونقدر بحث بالا گرفت که غلام نیا برگشت به استاد گفت:من از تو تاریخ رو بهتر میدونم!همین باعث شد سحر قاطی کنه و ده بار پشت هم بگه خیلی بده که آدم با 4 تا کتاب تاریخی خوندن انقدر ادعاش بشه!!

برگشتم به استاد گفتم:استاد اصلا معلوم نیست دنبال چی ان اولش میگن ما اصلا تمدن نداریم ولی بعدش که شما مجابشون میکنین که تمدنی داریم میگن چه فایده وقتی استفاده ش نمیکینم:؟؟؟!استاد هم حرفمو تایید کرد و به شوخی گفت شایدم قصد داشتن که کلاسو بهم بزنن ما درس ندیم که موفق هم شدن!!غفوری هم که هی حرص میخورد برگشت به غلام نیا گفت:من اصلا نمی فهمم تو چی میگی؟همش تو حرفات تناقض وجود داره!!!الان سحر و غلا نیا قهرن!بعدا بچه ها بهم گفتن خیلی قاطی کرده بودم!

*آقای مزروعی نماینده ی طیف اصلاحات و آقای محقق نماینده ی طیف اصولگرا اومدن دانشگاهمون تا درباره ی نحوه ی استفاده از در آمدهای نفتی صحبت کنن!مراسم تو آمفی تئاتر دانشکده علوم پایه برگزار شد.این مناظره اونقدر واسم جذاب بود که حد نداشت.آقای مزروعی گل کاشت!هر چیزی که دلمون میخواست رو به زبون آورد از بچه ها هم درخواست کرد که براش نه دست بزنن ته سوت بکشن!!!چقدر دلش پر بود!!فیلم اونروزو از غفوری گرفتم نشستم دیدم.از قبل بهم گفته بود که از اون دختر بسیجیه(همون که تو برنامه ی میر حسین اومده بود با جیغ و داد رفت پشت تریبون)هم که جلو نشسته فیلم گرفته علتش هم این بود که میگفت:داشت از حرص ناخنای دستشو میجوی!وقتی دیدم داشتم از خنده می مردم تو دلم گفتم عجب شکار لحظه ای میکنه این پسر!

پ.ن1.صحبتهای دیشب میر حسین موسوی که از شبکه یک پخش شد به همه ی اونایی که میگفتن موسوی مبهم حرف میزنه جواب خیلی خوبی داد.

پ.ن2.بهار داره به پایان خودش نزدیک میشه.........

پ.ن3.خدا به همراهتون

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 4:24 بعد از ظهر  توسط ابر بهار  |