تو اعضای خانواده ات را دوست داری ولی
دید تو نسبت به اینکه چه افرادی اعضای
خانواده ات به حساب می آیند بسیارمحدود
است .تو خودت را بخشی از جامعه ی
بشری به حساب نمی آوری به همین دلیل
مسائل خانواده ی بشری را مسائل خودت
نمی دانی.
<<گفت و گو با خدا،جلد 2>>
سلام خدمت همه ی دوستان خوبم،نوشتن این پست کمی واسم مشکله اما به هر حال باید بنویسم و از جایی شروع کنم.
خب فکر کنم بهتر باشه از اینجا شروع کنم که:1. پست قبلی یه تحلیل سیاسی یا هر چیزی که با سیاست رابطه داشته باشه نبود.
2.من فقط حرفای دلمو اینجا مینویسم!اون حرفا یی هم که تو پست قبل نوشتم دقیقا حرفای دلم بودن،نه حرفایی که بخواد بگه حق با کیه و حق با کی نیست!
3. منظورم از اینکه گفتم برداشت اشتباهی از پستم شده این نبود که خدایی نکرده بخوام به کسی توهین کنم یا کسی رو متهم به بیفکری کنم.
4.من نظر همه رو خوندم .با علاقه هم خوندم اما خیلی متعجب شدم که چرا همه اصرار داشتن حرفای منو به نحو دیگه تعبیر کنن!!البته شاید تقصیر خودم بود،شاید من نتونستم درست منظورمو بیان کنم.
5.من هیچ اصراری به اصلاح عقیده ی کسی نداشتم و ندارم،نظر هر کس در نوع خودش محترمه!
6.دعوای شیعه با سنی یا عدم قبول کردن خون ما توسط اونا(خیلی دوست دارم یکی با سند و مدرک بهم این قضیه رو ثابت کنه آخه به نظرم چندان با منطق جور نیست)و هر دلیل دیگه باعث نمیشه من نسبت به کشته شدن و زجر کشیدن بچه ها ی بیگناه بی تفاوت باشم و دلم به درد نیاد!
۷.اگه ناخواسته باعث رنجش کسی شدم عذر میخوام.
پ.ن1.به شدت درگیر امتحاناتم هستم تا الان هم :تحولات سیاسی اجتماعی ،مبانی علم سیاست و حقوق رو پشت سر گذاشتم اما فارسی عمومی ،جامعه شناسی و مبانی اندیشه های سیاسی در اسلام مونده!!!چیزی که خیلی خوشحالم کرده و بهم انرژی میده واسه امتحانات بعدی اینه که نمره ی درس تحولات...خیلی خوب شده!!17 شدم اونم یه درس 4 واحدی!!!امیدوارم نمره ی سیاست هم خوب بشه.
پ.ن2.امیدوارم صلح مثل یه عطر خوشبو تو دنیا پخش بشه!امیدوارم......
پ.ن۳.همتونو دوست دارم....مواظب خودتون باشین.
عدم خشونت ،قانون نوع بشر است
همانگونه که خشونت قانون درندگان است
روح درندگان خفته و مسکوت است ،به جز قدرت
جسمی ،قانونی نمیشناسد .ولی شرافت بشر
ایجاب میکند که از قانونی برتر تبعیت کند،
قانون قدرت روح.
<<گاندی>>
اینروزا صحنه هایی از جنایت و خشونت رو میبینم که حتی تو رویاهام هم نمیتونستم تصورشون کنم.
همش با خودم میگم اونایی که دارن مرتکب همچین جنایت وحشیانه ای میشن و اونایی که تو خفا به این نسل کشی دامن میزنن تو وجودشون چیزی به اسم وجدان نیست؟!
جواب سوالم خیلی ساده س:نه!
دکتر اسداللهی تو برنامه ی جهان سیاست گفت:"از نظر صهیونیست ها انسانهای غیر خودشون حیوانات انسان نما هستند".
پس طبیعتا این جنایت از نظر اونا کاری بس تحسین بر انگیزه!!وتا زمانی که با این ایدئولوژی میرن جلو کارشون مشروعیت داره و به هیچ وجه احساس عذاب وجدان نمی کنند.....
ما همیشه فکر میکنیم اتفاقات وحشتناک و جنایتهای خونین و رهبران سنگدل مال تاریخند اما امروز میبینیم که جهان دوباره شاهد ظهور رهبران سنگدل و جنایتکار.انگار هیتلر و استالین و ...دوباره زنده شدن!.
درسته تو مملکت خودمون گاهی وقتا شرایط حتی از آلمان نازیستی هم بدتر میشه
و هزاران مشکل گریبانمون گرفته اما واقعا قابل قیاس با مردمی نیستیم که هر لحظه مرگ عزیز ترین کسانشونو به فجیع ترین شکل ممکن جلوی چشمای خودشون می بینند.
اون بچه های بیچاره که دلاشون خیلی حساسه و طاقت یه فریاد رو ندارن و آزارشون به یه مورچه هم نمیرسه چه گناهی دارن که باید اینهمه زجر رو تحمل کنن
؟!اصلا اونا ازبازی کثیف سیاست چی میدونن
؟!

اینروزا دائم آهنگ "دنیای بیرحم یاس"رو گوش میکنم چون حس میکنم حرصم با گوش کردن این آهنگ خالی میشه! حالم از این زن بهم میخوره!

تنها کاری که میتونم بکنم اینه که سر نمازم از ته دلم از خدا بخوام که قدرتشو تو این جنگ نابرابر به همه نشون بده و به مردم بی دفاع و دردمند ی که چشم امیدی جز اون ندارن یاری بده
!حتما آیندگان وقتی تاریخ رو بخونند درباره ما خواهند گفت:این مسلمونا چه بی رحم بودن که هیچ کاری در قبال فاجعه ایی که تو فلسطین اتفاق افتاد انجام ندادن
"همونطور که ما راجع به مردم کوفه میگیم و خواهیم گفت.
تیر تانک موشک و پدافند خبر میده از جنگ نابرابر
..............................
آدمای معتقد به نبودن تو شکستن پر و بال کبوتر صلح رو
............................
اینا میخوان که با زور ببرن حرفو جلو
..........................
تشویق واسه تشدید کشتار جمع
..................................
جنگ جنگه اینه یه چیز مشخص!
بعدا نوشت:متاسفانه بعضی ها از این متنی که نوشتم
برداشت نادرستی کردند.متاسفم...
*دوشنبه آخرین جلسه ای بود که میرفتیم دانشگاه!البته بعضی از بچه ها رفته بودن شهر خودشون و تو جمع اونروز ما نبودن!وقتی کلاس فارسی عمومی تموم شد رفتیم دو ردیف آخر کلاسمون که تو آمفی تئاتر هم برگزار میشه نشستیم و شروع کردیم به حرف زدن
!در واقع خاطرات یک ترم رو مرور کردیم و کلی خندیدیم
! قسمت شیرین صحبتامون جایی بود که ایمان با اون لهجه ی باحالش ادای استادا مخصوصا استاد یوسف نیا و کلانتری رو در می آورد!میگفت وقتی با بچه ها رفته بودن خونه ی یوسف اینا تو نوشهر نصف شب وقتی همشون خواب بودن بیدار میشده و میگفته:کسی حرفی ،صحبتی،سوالی،نداره؟!(تیکه ای که همیشه استاد یوسف نیا بکار میبرد)بعدش همشون بیدار میشدن و با هم میخندیدن
!!!چقدر بهشون حسودی کردیم از اینکه رفتن نوشهر و کلی واسه خودشون گشتن و خوش گذروندن
!!آقای غلامی هم مثلا خواست یه چند دقیقه ای رو جدی باشه،یهو روشو کرد طرف ما و گفت:من خیلی خوشحالم که سه ماه رو کنار خانومای با وقاری مثل شما بودم!!اگه شوخی چیزی کردیم بذارید به حساب شوخ طبعی ما نه چیز دیگه
!!!جای آقای غفوری(با اون لهجه ی شیرین شیرازیش و سوالای جالبش)و آقای محمد زاده(با اون لحن خونسرد و مستحکم!!)خالی بود....!
!!خداییش ناراحت بودیم از اینکه قراربود تا دو هفته همدیگرو نبینیم.
حالا تقریبا هر شب سحر از نوشهر بهم زنگ میزنه و میگه دلم واستون تنگ شده
!!الهام هم هی زنگ میزنه میگه چیکار کنیم با اینهمه درس ؟؟!منم هی بهش میگم میخونیم عزیزم نگران نباش
!!جالبه خودم تازه 15 صفحه از200صفحه کتاب مشروطه ی ناکام رو که استاد یوسف نیا مشخص کرده رو خوندم
!!اولین امتحانمون هم همینه!!((تحولات سیاسی اجتماعی!!))یه درس 4 واحدی!!!
*کارت دانشجویی ام گم شد
!!!من بی عرضه و بی انضباط نیستم
!!خدا میدونه تا دو روز بخاطر این موضوع چقدر ناراحت بودم
آخرشم شنبه با چه شرمندگی رفتم پیش آقای نوروزی واسه درخواست المثنی
!چقدر هم دنگ و فنگ داشت!مردم از بس از دانشگاه رفتم ساختمان مرکزی و برگشتم
!!آقای ترکان که داشت کارتمو دوباره صادر میکرد چشماش از تعجب گرد شد
و گفت:87؟؟؟تازه گرفتیش که!!!
منم اینجوری شدم
و گفتم:بله!!
*محرم اومده! چند تا نذر هم دارم که باید تو این 10روز اداشون کنم!باز هم یا آوری خاطرات و باز هم.............
خلاصه فرا رسیدن این ماه رو بهتون تسلیت میگم.
پ.ن1.حالا که دیگه نیستی انگار همه ی مردم دنیا عطر تو رو به خودشون زدند!!
پ.ن2.امشب چشمام پر از اشک شد،میدونی!واسه اینکه دیدم یه مشت آدم بیگناه با چه فلاکت و زجری زیر بمب و خمپاره جون دادند!!!خدا بیا پایین..!!
پ.ن3. فکر کنم اولین و مهمترین چیزی که تو این ترم یاد گرفتیم این بود((سعی کن سرت پایین باشه راهو صاف بری،چون لاشخوره پشت سرت منتظره گاف بدی!))میدونید که کی خونده؟!!دیوونه ی آهنگ>> اینجا ایرانه>>شم!!مخصوصا این تیکه ش که میگه>>اینجا دین من توجیه کثافت کاریه منه!
پ.4خدا به همراهتون


