تبليغاتX
خلوتگاه من

آره امروز فقط به خاطر تو آپ کردم!به خاطر تو فرشته کوچولوی نازم!

از روز تولدت یعنی 28 خرداد 1383تا امروز هر کی ازم پرسید بهترین روز زندگیت چه روزیه؟

گفتم روز تولد الیانا خواهرزاده ی نازم!از این به بعد هم میگم. اصلا تا آخر دنیا میگم!

چون فقط تویی که با شیرین زبونیات ته ته دلمو واقعا شاد میکنی

و از اینکه تمام روزامو هم کنارت باشم سیر نمیشم.تو نگاه تو هیچ دروغی نیست

و تمام حرفات پر از سادگیه چون هنوز کوچولویی و عین فرشته ها پاک و بیگناهی!

تولدت مبارک فرشته ی زمینی خاله!

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

از کنکور نمیخوام هیچی بگم.

از خودمم هیچی نمیگم.

پ.ن1.بارون!

پ.ن2.بی حالو بی حوصله هستم اما همه چی درست میشه میدونم چون تاریخ زندگی اینو واسم اثبات کرده

پس به امید روزهای خوب زندگی میکنم تا هر جا که خدا بهم مهلت بده!

پ.ن3.التماس دعا

پ.ن4.خدا به همراهتون.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 11:39 قبل از ظهر  توسط ابر بهار  | 


ديروز صبح واسه آخرين بار فرم مدرسه رو پوشيدم.

وقتي داشتم مانتومو اتو ميکردم هي با خودم ميگفتم تموم شد به همين زودي تموم شد!

12سال به يه چشم به هم زدني اومد و رفت!12 سال با همه سختي و حرص خوردن

و غم و شاديش گذشت و چقدر حيف شد که انقده زود گذشت!

من حس ميکنم هنوز واسه مدرسه نرفتن خيلي کوچولو ام شايدم نميتونم باور کنم که بزرگ شدم!

امتحان فلسفه رو که دادم اومدم پايين و منتظر بچه ها نشستم تا تک تک اومدن وباهاشون

خداحافظي کردم بعدشم با سحر و الهه رفتيم پيش بهترين مدير دنيا!

_شما خيلي واسمون زحمت کشيديد شما واقعا نمونه ي يک مدير موفقيد ازتون ممنونيم!

با همون صورت تپل و دوست داشتنيش به حرفام گوش کرد و گفت من مدرسه رو خونه ي

دوم خودم ميدونم و هميشه  واسه اومدن به اينجا عجله دارم تا بيام و کارارو رديف کنم و ...

و ته دلم گفتم ايکاش همه ي مديرا مثل شما مهربون مدبر و با تربيت بودن اونوقت جامعه

اينجوري به گند کشيده نميشد!

امسال سال پر ماجرايي واسمون بود :يه بارون تند و غير منتظره که باعث بسته شدن

مدارس و ادارات شد*فوت معلم خوبم خانوم بينا که باعث شد تو درس عروض ضعیف بشیم

 *برف سنگين که بازم منجر به تعطيلي

طولاني و عقب موندگي ما از درسا  شد*تصادف دبير فلسفه ي بد اخلاقمون که باعث شد ديگه

نتونه بياد واسه تدريس و ما هم کلي عقب مونديم و کلي فشارو به خاطر همين

موضوع تحمل کنيم*فوت باباي مهديه*و......

پ.ن1.اين دست اندر کاراي بيست وسي يه سره هر شب گويندهاشونو

بفرستن جلو دوربين تا همون اول بگن ما از اصلاح طلبا متنفريم و طرفدار پرو پا قرص

اصولگرايان هستيم سنگين ترند تا اينکه هي با نيش و کنايه و لحن تمسخر آميزشون

شخصيت اصلاح طلبا رو زير سوال ببرند!

پ.ن2.تو مگه کنکور نداري؟نت چيکار ميکني؟

پ.ن3.خدا به همراهتون

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 7:28 قبل از ظهر  توسط ابر بهار  |